صبح پنج شنبه ۱۲ فروردین طبق برنامه ریزی قبلی ما زودتر بیدار شدیم و پس از خوردن صبحانه سوار مترو شده و به سمت کاخ آتاتورک به راه افتادیم قرار براین بود دایی امروز را کمی بیشتر استراحت کند و بعد از استفاده کردن از استخر هتل که برای عرفان خیلی مهم بود و جمع کردن چمدانها اتاقهای هتل را تحویل داده و برای ادامه خرید به بازار بروند و ما نیز ساعت ۶ بعدازظهر به آنها بپیوندیم ما باید برای دیدن کاخ در آخرین ایستگاه مترو یا همان کاباتاش پیاده می شدیم اما متاسفانه کاخ روزهای پنج شنبه تعطیل بود و با ناراحتی دوباره سوار مترو شدیم و برگشتیم پس از طی دو ایستگاه پیاده شدیم و از فروشگاههای لوازم غواصی دیدن کردیم و محسن توانست لباس مورد نظرش را با قیمتی در حدود یک سوم خریداری کند سپس دوباره سوار مترو شدیم و در ایستگاه سلطان احمد پیاده شدیم تا بتوانیم از مسجد ایا صوفیا همان که همیشه عکسش را در کتابهای جغرافی به عنوان بزرگترین مسجد جهان اسلام دیده بودم بازدید کنیم مسجدی بسیاز زیبا و باشکوه که درباره اش هیچ نمی توانم بگویم بازدید مسجد دو سه ساعتی وقت ما را گرفت و سپس به خیابان پشت مسجد رفتیم تا وارد موزه توپکاپی که کاخ بازمانده امپراطوری عثمانی بودبشویم البته هزینه ورود به هر کدام از این مکانها برای هر نفر ۲۰ لیر بود کاخ توپکاپی هم کاخ فوق العاده زیبایی بود که بازدید از قسمتهای مختلف آن حداقل ۵ ساعت وقت لازم داشت یک نکته جالب این بود که در بسیاری از سنگ نوشته های کاخ اشعار فارسی دیده می شد اما وقتی وارد محوطه می شدی می توانستی با دادن مبلغ ۲۰ لیر یک دستگاه ام پی ۴ کرایه بگیری که تمام قسمتهای کاخ را برایت توضیح می دهد اما متاسفانه این برنامه برای ایرانی ها قابل استفاده نبود به هرحال دیدن کاخ تا بعداز ظهر ما را درگیر کرد و متوجه شدیم دیگر وقتی برای دیدن مسجد سلطان احمد نداریم و سوار مترو شده به هتل برگشتیم در رستورانهای همان اطراف ناهار خوزدیم و در ماشین منتظر دایی شدیم که انها هم بعد از یک ربع رسیدند با دادن مبلغ ۷۰ لیر برای این ۳ شب و نیم روز که ماشین در پارکینگ بود با تاریک شدن هوا از روی پل زیبای بغاز هم رد شدیم و با شروع بارش باران از شهر استانبول بیرون آمدیم و به سمت شهر ازمیت حرکت کردیم ساعت حدود ۱۱ بارش باران شدت گرفت و مجبور شدیم در اولین هتل سر راهمان که هتل ۲ ستاره کونسوپا بود اتاق گرفته و استراحت کنیم.