آخرین روزهای یک سفر دیگر

صبح جمعه 11 فروردین بعد از بیدارشدن و صرف صبحانه تا موقع ناهار و توقف در سیواس فقط در ماشین بودیم و بعد از صرف ناهار خیلی خوشمزه ای در سیواس دوباره فقط ما بودیم و نشستن در ماشین و جاده های خلوت ترکیه تا موقع خواب که در شهر ارزنجان توقف کردیم و برای خواب یک اتاق سه تخته با دو مبل تخت خواب شو در هتل 4 ستاره گلستان ارزنجان به قیمت 130000 تومان رزرو کردیم که واقعا هم هتل لوکس و خوبی بود .ضمن اینکه فقط ما و یک خانواده دیگر ایرانی مهمان هتل بودیم.

تجربه به یادماندنی در آبهای مدیترانه

صبح پنج شنبه دهم فروردین سال 1391 با هتل تسویه کردیم و وسایل را در ماشین گذاشتیم و راه افتادیم سمت اسکله و سوار کشتی شدیم . طبقه اول کشتی شامل حمام وسرویس بهداشتی و میز و صندلی برای نشستن بود و طبقه دوم هم محل آفتاب گرفتن بود. تور کشتی که حدود 6 ساعتی طول می کشد در مسیر خود به یک غار نزدیک شد که می توانستی داخل غار آبی را ببینی و یکی دو جا هم برای شنا کردن توقف داشت اما این قسمت از دریای مدیترانه چون نمای زیبایی از جنگل هم داشت واقعا بی نظیر بود همچنین جزو برنامه هایی بود که تا بحال تجربه نکردیم نکرده بودیم غیر از سال اول که مسیر بندر مودانیه تا استانبول را با فری بوت رفته بودیم که با این تور کا ملا متفاوت بود ضمن اینکه ناهار هم جزو برنامه تور بود. بعداز ظهر برگشتیم اسکله وتا موقع شام و در شهر اسپارتا توقف نداشتیم که در پمپ بنزین با آقایی آشنا شدیم و او ما را به یک رستوران خوب رساند و از صاحب رستوران هم خواست به ما غذایی خوب و با قیمت مناسب بدهد و در آخر هم مسیر شهر قونیه را به ما نشان دهد که واقعا هم هر دویشان آدم های با انصافی بودند . غذایی فوق العاده خوشمزه با قیمت خیلی مناسب و بنده خدا آخر هم با ماشین خودش تا چند کیلومتر همراه ما آمد و مسیر درست را به ما نشان داد که این قضیه با قیمت بالای سوخت در ترکیه واقعا جای تامل دارد . به هر حال با کمک آن دو نفر تا 200 کیلومتر ی قونیه پیش رفتیم و شب برای خواب دوباره هتل مسجد را انتخاب کردیم.

تجربه دوباره سافاری در طبیعت

در نهمین روز سال که چهارشنبه بود تصمیم گرفتیم بریم قلعه مارماریس و در حاشیه ساحل که پر از بار و کافه و فروشگاه بود قدم بزنیم که سر راه به یک دفتر فروش تور برخوردیم و تصمیم گرفتیم بریم جیپ سافاری مثل آنتالیا و برای روز بعد هم تور کشتی رو رزرو کردیم که قیمت هر تور برای هر نفر پنجاه هزار تومان بود و چند دقیقه بعد هم یک جیپ اومد دنبالمون و رفتیم سافاری توی جنگلهای اطراف مارماریس و توی یک دهکده جنگلی کنار رودخونه هم ناهار خوردیم . هر چند مدت زمان تور به اندازه تور آنتالیا نبود و لی یک قسمت هایی داخل جنگل برای دیدن آبشار باید پیاده روی می کردیم که خودش تجربه جدیدی بود و بعد از ظهر هم دوباره برگشتیم مارماریس این رو هم اضافه کنم که هوا خیلی سرد بود. بعد از سافاری همون حاشیه ساحل یا به قول خودشون bar street داشتیم قدم می زدیم و یه آقایی که خودش کشتی داشت اومد و از ما خواست فردا با هاش بریم تور کشتی و قول داد که کشتی فقط مال ما شش نفر باشه با همون قیمتی که برای تور گروهی میگیره ما هم قبول کردیم و رفتیم توی محله قدیمی مارماریس که فوق العاده قشنگ بود تا به در قلعه مارماریس رسیدیم ولی از ظاهرش معلوم بود قلعه کوچیکی و زیاد جالب نیست ما هم داخل نشدیم و رفتیم دفتر تور ،کشتی رو کنسل کردیم ودوباره برگشتیم از اون آقا تور خریدیم و همین باعث شد سه بار یک خیابون رو بریم و برگردیم ولی چون حاشیه ساحل مارماریس هم مثل کوش آداسی فضا سازی خیلی قشنگی داشت اصلا از یک مسیر تکراری خسته نمی شدی. بعد از شام خوردن برگشتیم هتل و لباس گرم و زیر انداز برداشتیم یک ساعتی رفتیم کنار دریا نشستیم ولی چون هوا سرد بود هر کسی رد می شد با تعجب بهمون نگاه می کرد اما ما داشتیم از اون آرامش و سکوت لذت می بردیم.

قلعه زیبای بودروم با چشم اندازی فوق العاده

سه شنبه هشتمین روز سال نود و یک بعد از صرف صبحانه رفتیم قلعه بودروم که نزدیک هتل بود دیدنش چند ساعت وقت گرفت ولی ارزشش را داشت واقعا قلعه زیبایی بود ضمن اینکه چشم اندازهای فوق العاده ای از دریا داشت و نکته جالب این بود که در اکثر شهر های ترکیه این قلعه های تاریخی که ظاهرا مکانهای نظامی بودند هنوز به جا مانده اند. بعد از برگشتن از قلعه ناهار را در هتل خوردیم و ساعت حدود 4 راه افتادیم سمت مارماریس هر چند از زیبایی جاده بودروم به مارماریس هیچ نمی توانم بگویم و از خیابان سنگفرش شده ورودی مارماریس که خیلی جالب بود. در مارماریس هم وضعیت هتل ها مثل دو شهر قبل بود و فکر می کنم فقط 3 تا هتل توی این شهر فعال بودند ، ما هم هتل 4 ستاره رویال ماریس را در حاشیه ساحل برای دو شب رزرو کردیم فکر می کنم برای هر شب هم مبلغی حدود چهارصد هزار تومان برای دو اتاق پرداخت کردیم. بعد از رزرو هتل و جا به جا شدن رفتیم حاشیه ساحل مارماریس و برای شام هم رفتیم مکدونالد که خیلی به هتلمون نزدیک بود. بعد از شام هم یکی دو ساعتی توی تراس اتاق که چشم اندازی از دریا داشت مثل هتلمون در آنتالیا و چشمه نشستیم و جای همه رو با خوردن چای و میوه خالی کردیم.

ساحل اختصاصی توربا

صبح دوشنبه 7فروردین 1391 بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم بریم ساحل که کارمندان هتل آدرس یک ساحل بیرون از شهر به اسم توربا رو بهمون دادند البته قبل از اون می خواستیم بریم یک منطقه باستانی به اسم درب میندوس که از توی اینترنت پیدا کرده بودیم ولی کارمندان هتل خیلی خوب اونجا را نمی شناختند، در مسیر هم که رفتیم از هر شخصی که پرسیدیم زیاد نمی شناختند و خیلی به سختی تونستیم اونجا را پیدا کنیم جالبتر این قضیه این بود که درب میندوس فقط چند تا تکه آجر بود و همین باعث شد آقایان کلی ما رو دعوا کنند که این چه جایی یک ساعت داریم می گردیم واسه چند تا آجر و من زنداییم تا جایی که تونستیم خندیدیم و بعد هم رفتیم ساحل توربا که خیلی آروم و قشنگ بود و خیلی هم خلوت بود یعنی دو ساعتی که ما بودیم فقط خودمون شش نفر اونجا بودیم و آنقدر لذت بردیم که همه عصبانیت آقایون به خاطر درب میندوس فروکش کرد بعد از کلی شنا کردن اومدیم هتل و بعد از ناهار هم رفتیم حاشیه ساحل که پر از کافه و فروشگاه های صنایع دستی و پوشاک بود تا آخر شب قدم زدیم و از آرامش ساحل بودروم که بر خلاف شلوغی کوش آداسی نسبتا خلوت بود لذت بردیم و شب هم دوباره بعد از شام برای صرف چای رفتیم داخل فضای باز هتل و دوباره همون برنامه شب قبل.

جزیره زیبای گوورجین

صبح یکشنبه ششمین روز بهار 91بعد از خوردن صبحانه چمدانها را بستیم و راه افتادیم سمت جزیره گوورجین که دیروز دیر رسیده بودیم و تعطیل شده بود یک جزیره کوچک نزدیک ساحل بود که تا ورودی اون جاده کشیده شده بود و جزیره هم به صورت یک پارک جنگلی در آمده بود که جای خیلی قشنگی برای عکس گرفتن بود و بعد از اون هم رفتیم به سمت بودروم . در بین راه کوش آداسی به بودروم بازار سوکه قرار داره که یه جورایی مثل فروشگاه های جاده شمال خودمون بود ولی با چندین برابر فروشگاه و فکر می کنم برای سر زدن به همه فروشگاهها یک روز کم بود و ما تونستیم خرید های خیلی خوبی داشته باشیم و بعد از خرید هم رفتیم شهر خوشگل بودروم،به چند تا هتل سر زدیم و آخر سر شعبه دیگه هتل استانکوی رو که در بودروم بود انتخاب کردیم چون هم آروم و خلوت بود و هم اینکه فضای سبز قشنگی داشت . به طور کل چون فروردین هنوز ترکیه هوای سردی داره از توریست ها خبری نیست و هتل ها یا مشغول تعمیرات هستند یا خالی از مسافر .هتل ما که دو طبقه بود یه حیاط بزرگ داشت با یک استخر خیلی شیک و یه میز بیلیارد که وجود درختها و گلهای زیاد قشنگی شون چند برابر کرده بود .این هتل قیمتش مثل هتل قبل بود و مثل اون کارمندان خیلی خوب و خوش مشربی داشت. اولین شب اقامت در بودروم شام توی هتل خوردیم و ساعتی کنار استخر نشستیم که یکی از کارمندان هتل پیش ما اومد و یکمی صحبتمون طولانی شد و نیمه شب از او جدا شدیم هر چند امیدوار نبودیم صبح بتونیم خیلی زود بیدار شیم.

کوش آداسی و یکی از بزرگترین پارک های آبی ترکیه

صبح شنبه 5 فروردین سال 1391بعد از خوردن صبحانه ازهتل اومدیم بیرون و رفتیم خیابون نزدیک هتل که پر بود از مغازه ها و خوشبختانه کلی هم تونستیم خرید کنیم و کمی هم کنار ساحل قدم زدیم و بعد هم برگشتیم آقایان با دو تا از کارمندان هتل که جوونای خیلی با حالی بودند مشغول بیلیارد بازی شدند و خانم ها غذا را آماده کردند بعد از غذا هم دوباره رفتیم حاشیه ساحل و بعد هم رفتیم یک جزیره که به شکل یک پارک در اومده بود اما متاسفانه تعطیل بود ولی قدم زدن در ساحل که میشه گفت شلوغ بود خیلی لذت بخش بود خط ساحلی شهر کوش آداسی به یک پارک و شهر بازی تبدیل شده بود برای همین بعد از ظهر ها شلوغ بود .در کوش آداسی یکی از بزرگترین پارک آبی های تر کیه هم قرار داشت که به علت سردی هوا تعطیل بود. خلاصه بعد از کلی خرید آخر شب اومدیم خونه و دوباره همه با هم مشغول بیلیارد بازی شدیم و این شد یکی دیگه از روزهای شیرین سفر.

بهشت کوچکی به نام چشمه

صبح جمعه پس از اینکه خاطره سفر آنتالیا با باز کردن چشمانم تداعی شد و یک بار دیگر توانستم چشم باز کنم تا اولین منظره ای که می بینم دریا باشد صبحانه را در کنار ساحل آرام دریا که می توان گفت نقطه تلاقی دریای اژه و مدیترانه بود میل نمودیم و سپس رفتیم منطقه مارینا که توی همه شهرهای ساحلی ترکیه هست و میشه گفت یه جور پارکینگ کشتی ها به حساب میاد که البته از حق نگذریم قایق های تفریحی شیکی که معلوم بود همشون مال توریست های اروپایی تو مارینا بود و یک بازار ساحلی جمع و جور و شیک هم داشت که همه برندها از آدیداس و نایک گرفته تا برندهای ترک اونجا شعبه داشتند و جز یک فروشگاه پوشاک زنانه که تخفیف خیلی خوبی داشت و تونستیم چند تا لباس ازش بخریم بقیه فروشگاه ها فوق العاده گران بود.بعد هم رفتیم یک قلعه قدیمی که توی شهر بود رو بازدید کردیم و بر خلاف میلمون به خاطر عقب نیافتادن از برنامه سفر رفتیم سمت شهر افس در نزدیکی کوش آداسی. شهر افس یک مجموعه تاریخی بجا مونده از امپراطوری و شهری که در خودش همه چیز از کاخ و آمفی تئاتر و کتابخونه را جا داده و واقعا هم مجموعه بزرگی بود که البته فقط گردشکران اروپایی آن هم در حد قابل توجه از این مجموعه بازدید می کردند و تعداد ایرانیان انگشت شمار بود این نکته رو هم اضافه کنم که خانه حضرت مریم و غار اصحاب کهف هم در همین منطقه بود،بازدید از شهر زیبای افس چند ساعتی وقتمون رو گرفت و غروب بود که به شهر زیبای کوش آداسی رسیدیم و اینجور که من دیدم شهر یه جورایی تو دره بود چون ما جاده را به صورت سر پایینی پیش رو داشتیم. شهر کوش آداسی هم هتلهای زیادی داشت که اکثرا هم ساحلی بودند و ما تونستیم در هتل کوچک اما آرام وتمیز استانکوی دو تا اتاق به قیمت شبی 150000 تومان رزرو کنیم و چون دیر وقت شده بود و خسته بود فقط شام خوردیم و خوابیدیم.