در آن منطقه که قدم میزدیم متوجه وجود هتل های زیاد در این قسمت شهر شدیم که از آن میان هتل آل پاشا هتل خیلی قشنگی بود ، تصمیم گرفتیم داخل رفته و آن را ازنزدیک ببینیم جالب اینکه هزینه اقامت در این هتل خیلی از آن هتلی که در آن اقامت داشتیم بیشتر نبود و آن هم به خاطر سرو شام به صورت منوی باز بود ما هم چون فردا باید هتل را تخلیه می کردیم تصمیم گرفتیم برای بقیه اقامتمان به این هتل بیاییم پس ازبیرون آمدن از هتل دفتر تور دیگری را در همان نزدیکی پیدا کردیم و برای ساعت ۶ امشب تور شب های ترک را به پیشنهاد دایی رزرو کردیم و برای روز پنج شنبه هم در تور جیپ سافاری ثبت نام کردیم که برای هر کدام از این تورها هم همان مبلغ ۳۹ دلار برای هر نفر را پرداخت کردیم البته چون پول لیر ودلار کم داشتیم فقط مبلغی را به عنوان پیش پرداخت به مسئول آژانس دادیم یک نکته از قلم نیفتدکه این محل به خاطر بافت سنتی اش فروشگاههای قدیمی جالبی داشت و یکی از این جذابیت ها فروش انواع چای با طعم هاوخاصیت مختلف بود فروشنده که دید نمی تواند به ما چیزی بفروشد خیلی سریع چند نوع چای را برایمان آماده کرد که طعم جدید چای هاباعث شد هر کدام چند نوع چای بخریم سپس وارد خیابان اصلی شدیم و محسن در جستجوی صرافی برای تبدیل پول از ما جدا شد ما هم سری به فروشگاه ها زدیم که البته قیمت ها خیلی بالا بود مثلا کفش زیر ۵۰ دلار پیدا نمی کردی ولی تا آمدن محسن توانستیم با پیگیری های مداوم فروشنده عینک من وزندایی برای خودمان عینک بخریم که این ازخصلت فروشندگان ترک بود فوق العاده خوش برخورد وبا حوصله پس از تبدیل پول و رزرو قطعی تورها در همان منطقه به یک رستوران رفتیم وناهار خوردیم وپس از آن تصمیم گرفتیم سریع به هتل برگردیم چرا که ساعت ۶ راننده تور برای بردنمان به سالن شبهای ترک می آمد البته در راه بازگشت با ترافیک سنگینی روبرو شدیم که باعث شد از اقامت در هتل آل باشا صرفنظر کنیم حدود ساعت ۱۷:۴۵ به هتل رسیدیم و برای رفتن به برنامه شبهای ترک آماده شدیم خوشبختانه راننده حدود ساعت ۱۸:۳۰ آمد وما کمی استراحت کردیم این برنامه در سالن بزرگی که در ابتدای ورودی شهر بود برگزار می شد برنامه ای که حدود دو ساعت به طول انجامید و در کنار صرف شام که شامل یک نوشیدنی ،ماست و دلمه به همراه کبات ترکی گوشت یا مرغ بود رقصهای زیبای سنتی ترکیه و یک رقص عربی به اجرا در آمد که فوق العاده بود در حاشیه این مراسم با یک زوج ایرانی مقیم پاریس آشنا شدیم که هر دو یمان از دیدن یکدیگر خیلی خوشحال شدیم در این برنامه هم فقط یک خانواده ایرانی دیگر غیر ازخودمان دیدیم و در اینجا متوجه شدیم ایرانی ها به جای دیدن این برنامه به برنامه ایرانی شبهای ایرانی که بیشتر از حضور دیجی های ایرانی استفاده می شود می روند. به هرحال ساعت حدود ۱۱ شب برنامه تمام شد و از دیگرنکات جالب این برنامه این بود که قبل از شروع مراسم آقایی با لباس سنتی کنار تمام میزها می رفت و با آنها عکس یادگاری می گرفت و عکسها را در پایان برنامه روی بشقابهای چینی چاپ کرده و به مبلغ ۱۵ لیر می فروختند اما من ومحسن عکس را نخریدیم چون اصلا خوب نیفتاده بود علتش هم این بود که دایی در همان لحظه می خواست از ما عکس بگیرد اما به جای عکس گرفتن دوربین را خاموش کرد که باعث خنده من شد. به هرحال با همان راننده به هتل بازگشتیم و تصمیم گرفتیم خیلی سریع به استراحت بپردازیم که فردا ساعت ۸ صبح باید برای رفتن به تور رافتینگ آماده در لابی هتل حاضر می بودیم.