گام ششم
روز یک شنبه اول فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۵:۳۰ صبح از خواب بیدار شدیم و پس از خواندن نماز به راه افتادیم حدود ساعت ۸ صبح در حوالی زنجان برف زیبایی در حال بارش بود که زیبایی جاده را دو چندان نمود اما مجبور بودیم با سرعت کمتری حرکت کنیم ساعت حدود یک ظهر به تبریز رسیدیم و پس از خوانمدن نماز ظهر و چند دقیقه ای استراحت دوباره راحت افتادیم و تا ساعت چهار بعداز ظهر و رسیدن به شهر ماکو توقف نداشتیم . ساعت چهار ناهار را در پارک شهر ماکو نوشجان نمودیم و به سمت شهر مرزی بازرگان حرکت کردیم. که فاصله این دو شهر ۱۰ دقیقه است . پس از ورود به بازرگان در ابتدا پلاکهای ماشین دایی را باز کرده و پلاکهای جدید را روی آنها پرچ کردیم که این کار در بعضی از مغازه های شهر بازگان در قبال دریافت مبلغ ۲۰۰۰۰ ریال برای اتومبیلهایی که قصد سفر به کشور ترکیه را دارند انجام می شود البته در طول مسیر از شهر تبریز که گذشتیم به ندرت ماشینهایی را می دیدیم که با پلاک ترانزیت در جاده حرکت می کنند.که ظاهرا بیشتر شان تبریزی بودند. پس از تعویض پلاک به پارکینگ گمرگ رفتیم که جنب ساختمان اصلی گمرک قرار داشت البته پارکینگ مملو از ماشینهایی بود که سرنشینان این خودروها با دادن مبلغ ۲۰۰۰۰۰ ریال برای هر نفر با اتوبوس به شهر استانبول می رفتند و ماشین خود را در پارکینگ می گذاشتند. هزینه توقف ماشین برای هر شب ۱۵۰۰۰ ریال بود و ما پس از پارک ماشین وجابجا کردن لوازم همه لوازم را در ماشین دایی قرار داده و به سمت گمرگ حرکت کردیم. این نکته نیز از قلم نیفتد که اگر در شهر خود موفق به خرید لیره ودلار نشدید در شهر بازرگان دلالانی برای فروش ارز به شما هستند پس از ورود به گمرک با صف اتوبوسهایی که بیشترشان عازم کشور سوریه هستند مواجه می شوید که شما نباید پشت سر آنها توقف کنید بلکه از کنار آنها رد شده و برای انجام عملیات گمرکی جلو بروید ما هم پس ازخواندن نماز مغرب در ساختمان گمرک و پرداخت مبلغ خروجی به ازای هر نفر ۵۰۰۰۰ ریال و ثبت مهر خروج در گذرنامه هایمان سوار ماشین شده و پس از چک شدن مدارک کاپیتاژ و خروجی توسط ماموران گمرک آذربایجان وارد کشور ترکیه شدیم که البته این فسمت هم برایمان خیلی جالب بود چرا که ما تصور مان از فاصله بین دو مرز چیز دیگری بود، این فاصله به حدود ۱۰ سانی متر می رسد اما همین چند سانتی متر ما را مجبور کرد ۲:۳۰ دقیقه ساعت هایمان را به عقب بکشیم به محض ورود به کشور ترکیه دلالانی به سراغمان آمدند که ماشین را برای مدت توقفمان در ترکیه بیمه کنند بیمه نامی ای سه ماه به مدت همان سه ماهی که می توانی بدون ویزا در کشور ترکیه اقامت کنی با پرداخت مبلغ ۸۰ لیره برایمان صادر گردید.پس از انجام امور گمرکی در کشور میزبان و طی کردن مسافت حدود یک ربع به اولین شهر کشور ترکیه به نام دوغوبایزیت رسیدیم که از شهرهای استان آگری بود البته ما به پیشنهاد دوستان ترک در گمرک که فوق العاده مهربان وخوش برخورد بوده و به محض دیدن گذرنامه به زبان خودشان نوروز را به ما تبریک می گفتندراهی شهر آگری شدیم تادر اولین هتل پس از مرز به نام هتل گلدن هیل شب را تا صبح به سر کنیم هزینه یک شب اقامت در این هتل برای یک اتاق دوتخته ۷۰لیر و برای اتاق سه تخته ۹۰لیر همراه با صبحانه بوفه آزاد بود و این گونه دومین روز سفرمان نیز به پایان رسید.
نکته :ما پس از رفتن به گمرک وانجام یک سری از بررسی های مدارک متوجه شدیم باک بنزین تقریبا خالی است که دوباره به داخل شهر برگشتیم و باک ماشین را پر از بنزین کردیم که تا حد امکان در خرید بنزین لیتر ۲۸۰۰۰ ریال صرفه جویی شود.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱ ق.ظ توسط سایه
|