دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ پس از قطعی شدن سفر و تصمیم گیری برای زمان حرکت محسن و دایی به همراه همسر مکرمه خان دایی جان که سند ماشین دایی به نام ایشان بود راهی اداره گمرک خراسان شدند و با ارائه سند و مدارک مربوط به ماشین و پرداخت مبلغ یک میلیون وچهارصد هزار ریال موفق به دریافت  پلاک ترانزیت برای ماشین  گردیدند. و از آنجا نیز با راهنمایی دوستان گمرکی راهی آژانس مسافرتی ادیبیان شدند تا با ارائه گواهینامه و واریز مبلغ سیصد هزار ریال برای هر گواهینامه امکان رانندگی در دیگر کشورها را تا یک سال با گواهینامه بین المللی پیدا کنندو مسئولیت من نیز در این میان به شکرانه پایان سال و اتمام پروژه موسسه و به لطف اینترنت پرسرعتی که توسط دوستان واحد فناوری موسسه به هر کارمند اختصاص داه شده بود جستجوی مسیر سفر و هرنوع اطلاعات مورد نیاز از جمله قیمت هتل ها و آب وهوا و مراکز دیدنی و تفریحات موجود در شهرهای مورد نظر بود که پس از پیدا کردن مسیر مورد نظر برای رسیدن به آنتالیا متوجه شدم برای رسیدن به این شهر بایداز شهر قونیه بگذریم و این یعنی اولین خاطره خوش این سفرچرا که زیارت مرقد مولوی را فقط آرزویی بود همیشه در ذهنم و چقدر دست نا یافتنی می مانست و حال چه نزدیک بود وچه دور. همچنین ناگفته نماند که پلاک ترانزیتی صادر شده برای ماشین نیز تا یک سال اعتبار دارد و امکان سفر به کشور ارمنستان و یا آذربایجان را نیز برای ما فراهم می کند که البته تصمیم گیری در مورد این سفر را می گذاریم برای پس از بازگشت چرا که من و همسرم تا بحال فقط با دوستان همسرم مسافرت کردیم واین اولین تجربه سفر با یکی از اقوام می باشدو هنوز هیچ کدام مطمئن نیستیم که ازاین سفر که خود به تنهایی یک تجربه جدید می باشد از حیث نوع آن که به کشوری دیگر با خودرو شخصی می رویم  با کوله باری از خاطرات شیرین برمی گردیم  و یا آنقدر برای یکدیگر همسفران آزار دهنده ای خواهیم بود که شاید حتی نسبت به اسم کشور ترکیه هم حس بدی پیدا کنیم ضمن اینکه به علت عدم ازدیاد این نوع سفرها اطلاعاتی از طریق اشخاص حقیقی نمی توانیم به دست بیاوریم و مجبوریم به اطلاعاتی که اینجانب زحمت کشیده و از دنیای مجازی به دست آورده امم اکتفا کنیم